سلام دوستای گلم . اول از همه چند تا عکس میزارم که جالبن واسه خودم . به نظرتون این چیه ؟؟؟ آلو ؟؟؟ نه خیر خرمالو ه
ه ه . این اولین میوه ی درخت
خرمالو که همین امروز عکس گرفتم ازش
. خلاصه همه ذوق کردیم . البته من که
چشم اب نمیخوره اینا رو بشه خورد . ولی باحاله . اینا هم قارچه . مربوط به یه
روز بارونی تو همین 2-3 ماهه . بازهم ما ذوق کرده
بودیم . البته نخوردیم اینارو . خب عکس ها تموم شد . میخوام برم بالای منبر . گفته بودم که درگیر شدم به خاطر
ندانم کاری های خودم . هنوزم هستم . تلاشم رو
میکنم که درست بشه ولی نشدم نشد . خدا بزرگه
. زندگی که تموم نشده . یه چند روزی همش تو فکر بودم .
چون الان دقیقا در مرحله ای هستم که نمیدونم
2 روز بعد برنامه ام چه خواهد بود . ولی هر چه که
باشه میخوام همه تلاشمو بکنم . مرد اونه که
از سختی ها و مشکلات فرصت و موقعیت
بسازه وگرنه اگه همه چی حاضر و اماده باشه
که شخصیت ادم شکل نمیگیره میشه یه موجود نتراشیده
و بدشکل . ممکنه در این مسیر ادم یه چیزایی که اتفاقا
خیلی واسش مهمه از دست بده . اعترامی کنم اشتباهات زیادی
داشتم . خوب زندگی نکردم . این همه تلاش واسه اینه که
ادم خوب زندگی کنه اگه اینا خودشون بشن منبع استرس یعنی
داری مسیر رو اشتباه میری یعنی خوب زندگی نمیکنی
یعنی نمیدونی چی میخوای فقط بهت گفتن که باید
ازاین راه بری . هنوز مجهولات زیادی تو
ذهنم هست هنوز خیلی کارا هست که
دوست دارم بکنم و نکردم . خیلی
جاها هست که میخوام برم و نرفتم . برای
70 سال اینده یه برنامه ی خیلی
خوب چیدم . خیلی چیزها هست که میخوام بخورم و نخوردم بابای گلم هم خیلی ازاین
که این چند روز یه جور دیگه بودم شاکی
بود و تهدید کرد که اگه فردا
که میام این ریختی باشی نه من نه تو
و کلی حرف های امید بخش . هدیه :انقده این ایه ارومم میکنه که حد نداره
. تقدیم به همه ی اونایی که مثله من خدا رو
تو این ترافیک ذهنی گم میکنن . لو انّ اهل القرى امنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء و الارض . الان من اینجوریم : عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست . ایشون
هم که معرف حضور همه هستن .
بنده هم از عکاسان به نام نشنال
جئوگرافیک هستم . البته عکس های تکان دهنده ای از چند
ثانیه بعد هم هستش که به دلیل خشانت بالا از
درج تصاویر معذوریم .
. ( سبزی کوکو و جدیدا مربای به وانجیر و...)
ره و رسم مستی
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
می خواری و مستی ره و رسم دگری داشت
پیمانه نمی داد به پیمان شکنان باز
ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت
بیدادگری شیوه مرضیه نمی شد
این شهر اگر دادرس و دادگری داشت
یک لحظه بر این بام بلاخیز نمی ماند
مرغ دل غم دیده اگر بال و پری داشت
در معرکه عشق که پیکار حیات است
مغلوب ٬ حریفی که بجز سر سپری داشت
( سرمد ) سر پیمانه نبود این همه غوغا
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
***شاعرش فکر میکنم صادق سرمد باشه . من شاه بیت اولشو تو دکلمه ی فریدون فروغی شنیدم . واقعا تاثیرگذار و ریباست . این بود که کاملش رو گذاشتم اینجا .
***سنگسار ثریا رو دیدم . بعد امتحانا شاید یه مطلبی ازش نوشتم . فقط در این حد بگم هر کس غیر ایرانی و نااگاه نگاش کنه از ایران و اسلام متنفر میشه .