گاه نوشته های از سر شکم سیری

جوان خام
۳۰خرداد

شما در برخورد با تعارضات روزمره چگونه عمل می کنید؟

من معمولا برای مسیرهای روزانه یک سری فایل (سخنرانی، آموزشی و..) آماده می کنم که از زمانم بهتر استفاده کنم.

سوار تاکسی شده بودم. راننده یک آهنگ خیلی شاد ترکیه ای گذاشته بود که باعث تحرک بیش از حد عرف انگشتان و سایر قسمت های بدن می شود. . من معمولا در این مواقع اگر صدای موسیقی خیلی اذیتم کند هدفون به گوشم میگذارم و سخنرانی و یا مطلبی گوش می کنم، هدفون همراهم نبود. مجبور بودم گوش کنم. با خودم درگیر شده بودم که بگویم یا نگویم.

ما در برخورد با مسائل مختلف زندگی معمولا سه نوع موضع گیری داریم. یا موافقیم یا ممتنعیم یا مخالف. موافق که موافق است و بحثی نیست، ممتنع هم جالب است و به نظرم ارزش بررسی دارد. داستان از جایی شروع می شود که مخالف مساله ای باشیم. در این مواقع چه می کنیم؟ ما در تعارضات و اختلافات چند رویکرد می توانیم داشته باشیم.

▪️مخالفیم ولی سکوت می کنیم.
▪️مخالفیم، اعتراضمان را مطرح می کنیم و بعد تسلیم می شویم. (به نظرم این یک قدم جلوتر است)
▪️مخالفیم، و تا زمانی که مساله مطابق میل ما نگردد کوتاه نمی آییم.
▪️مخالفیم، مصالحه (معامله و مذاکره) می کنیم. امتیاز می دهیم و امتیاز می گیریم.

به نظرم نمی توان این رویکرد ها را ارزشگذاری کرد، ولی قطعا این که یکی از این روش ها روش غالب ما باشد خطرناک است. این که ما کدام روش را انتخاب می کنیم بستگی به اهمیت مساله و اهمیت روابط ما با طرف دیگر داستان دارد.

من هر چقدر فکر کردم دیدم نمی توانم سکوت کنم. ایام محرم است، و دوست دارم یک "حال" دیگری داشته باشم و این مسائل اذیتم میکند. قطعا این مساله ریسک هایی هم دارد. اول گولاخ بودن راننده را باید بررسی کرد. بعد (درست یا غلط) از ظاهر و علائم او (تتو، خالکوبی ها و.. خط و خش صورت و..) باید یک تحلیلی از شخصیت او داشته باشیم. حالا گزینه های خودم را بررسی می کنم. می توانم تا آخر مسیر سکوت کنم و به جنگ درونی بپردازم. در بدترین حالت که راننده گولاخ باشد و نشانه ها حاکی از شر بودن اوست می توانم پیاده شوم، کرایه را حساب کنم و بعد به او بگویم و بعد با سرعت تمام بدوم. یا می توانم خیلی نرم و ملو موضوع را مطرح کنم (به هر حال سوار ماشین یزید که نشده ام.)
گفتم ببخشید آقای راننده من معمولا اعتراض نمی کنم، هدفونم را به گوشم می زنم و تمام، ولی امروز هدفون همراه ندارم و الان هم محرم است اگر لطف کنید خاموش کنید یا روضه ای نوجه ای بگذارید ممنون می شوم.البته باز هر جور خودتون راحتید.
.
.
.
.
راننده با سرعت پایش را روی ترمز گذاشت و با تندی گفت پیاده شو.
.
.
.
این اتفاقی بود که فکر می کردم بیفتد،
آقای راننده همان لحظه ضبط را خاموش کرد و معذرت خواهی کرد. سر درد و دل باز شد و از سختی های زندگی و قسط ها و اسنپ و ترافیک اول مهر و بیماری مادرش، رسیدگی به خانواده اش می گفت. خیلی حرف نزدم گوش می کردم و تایید می کردم. به نظرم در این مواقع لازم نیست خیلی زمین و آسمان را به هم بچسبانیم، گفتم از این ایام استفاده کن و به خدا توکل کن، از صاحب این روزها بخواه... اوضاع درست می شود.
اخرش کرایه را نمی خواست بگیرد، به نظرم حالش خیلی بهتر بود، حال من هم خیلی بهتر بود.

۹۷/۰۳/۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰
آقای میم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی