گاه نوشته های از سر شکم سیری

جوان خام

آقا نیا

يكشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۵ ق.ظ

"کمی دیرتر" حکایت زندگی جوان منتظر امروز است. او که هر روز می گوید یابن الحسن کجایی... اگر همین الان ظهور اتفاق بیفتد و یکی را بفرستند پی تو! آماده ای یا بهانه می آوری؟ پایان نامه ام مانده! ترم آخرم بذار این یه ترمو تموم کنم! جناح و موضع سیاسی آقا؟ قسط و اجاره خونه دارم بذار 2-3 ماه دیگه و هزار ویک بهانه دیگر.

ایده اصلی کمی دیرتر قشنگ است و تو را به فکر می برد و این خیلی خوب است. ولی من سبک روایت نویسنده را خیلی نمی پسندم. خیلی خلاصه بگویم اسد در این کتاب مامور می شود افرادی را که خیلی زمینه انتظار مدعی اند و زیر پرچم امام عصر سینه می زنند دعوت کند برای سربازی آقا. در ادامه  دو نمونه از این دعوت ها و واکنش ها را بخوانید

اگر می بینی که من این طور قبراق و حاضر به یراقم که می تونم با اشاره آقا مثل فنر از جا بپرم رمزش فقط نداشتن وابستگیه. دور ازدواج و زن و بچه رو خط کشیدم به هیچ پست و مسئولیتی تن ندادم، حتی خودمو مقید به هیچ شغل و حرفه ای نکردم که وقتی ندای "الرحیل" بلند شد از هفت دولت آزاد باشم. من حتی برای این که مدت رهایی و آزادی مو طولانی تر کنم، دوره چهار ساله دانشگاه رو هشت سال کش دادم. ...

  • بنویسید لطفا اسمم رو بنویسید و فقط بفرمایید کی و کجا؟
  • همین الان و همین جا. تا چند دقیقه دیگر از همین جا حرکت می کنیم.
  • یه لحظه اجازه بدین. اصلا رو اصلش تردید نکنید. قبلا هم که گفته ام براتون. من مسیر زندگی مو واسه همچین روزی تنظیم کرده ام. فقط یه مهلت کوچیک می خوام که این چهار واحد پایان نامه رو پاس کنم. مساله من اینه که به خاطر 4 واحد، هشت سال وقت و زحمتم نفله نشه.

اگه یه وقت شرایطی مثل انقلاب فرهنگی و این ها پیش بیاد و این در دانشگاه یه بار دیگه باز و بسته بشه، معلوم نیست چند تا ازین واحدهای آشغالی رو تو سیستم جدید قبول کنن. اون وقت دوباره روز از نو و روزی از نو . دوباره گذروندن واحدهایی که همون یه بارش هم زیاد بوده. یعنی اسراف و اتلاف وقت به مفهوم واقعی. به هر حال هر چی آقا دستور بدن، من مطیع فرمانم. ولی مطمئنم خود ایشون هم این اتلاف وقت رو جایز نمی دونن.


صحنه دوم

خوشبختانه مواضع ما کاملا روشن و شفافه. ما قواعد و معیارها و چارچوب های تعریف شده و مشخصی داریم. اگر ایشون در چارچوب ما بگنج، از حمایت ما برخوردار می شن و الا... البته جایگاه امامت محل مناقشه نیست. ما در احوالات شخصی و امور فردی از ایشون تبعیت خواهیم کرد ولی دین در عرصه سیاسی و اجتماعی، معیارها و مناسبات خاص خودش رو داره. مطمئنا ایشون هم توقع نداردن که ما خلاف مواضع سیاسی مون که مبتنی بر معتقدات دینی مونه عمل کنیم. یا خدای نکرده، دین و سیاستمون رو از هم جدا کنیم.

.

.

نورانی 4-5 طاقه پارچه را از کمد بر می دارد و به اتاق بر می گردد و قبراق مقابل اسد می ایسند.

-این ها برای چیه؟

- پلاکارده عرض ارادت به محضر آقاست. شعارهایی برای تعجیل در ظهور و اینها. هویت جمعی باید معلوم باشه. اسم و رسم تشکیلات زیر شعارها درج شده، اینه که وجودشون لازمه! مدعوین قطعا از مجامع مختلف حضور پیدا می کنن. ما حضور باید کاملا پر و پیمون و مطابق شان حضرت جلو پیدا کنه.

- یعنی شرطتون برای قبول دعوت محسوب می شه؟!

- خب اگر همین قدرم نبایست دیده بشیم اصلا واسه جی بیاییم؟


بهانه ما چه خواهد بود؟

  • این کتاب جز کتاب هایی است که ارزش خواندن و به فکر رفتن را دارد.
  • کمی دیرتر / نوشته سید مهدی شجاعی / 260 صفحه
  • ۹۷/۰۴/۰۳
  • آقای میم

معرفی کتاب

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی