گاه نوشته های از سر شکم سیری

جوان خام

جستارهایی در باب عشق

دوشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۷، ۰۳:۰۰ ب.ظ

جستارهایی در باب عشق نوشته آلن دو باتن

این از آن دسته کتاب هایی است که دوست دارم هدیه هم بدهم.  جستارهایی در باب عشق کتابی است که حداقل یک بار دیگر باید بخوانمش.

نویسنده در این کتاب روایت عشق دو نفر را نقادنه و البته هنرمندانه، تحلیلی و فلسفی بررسی و موشکافی می کند. و مانند یک جراح احساسات را جراحی و باز می کند و نسبت ها و ریشه های این احساسات را بررسی می کند. نسبت عشق و تقدیر گرایی، نسبت عشق و مارکسیسم! بله درست است انتظار یک کتاب عاشقانه تینیجری نداشته باشید.

نمی دانم در حق کدام جفاست ولی شاید بتوان گفت آلن دو باتن، جلال آل احمد و نادر ابراهیمی سوییسی هاست یا بر عکسش. من در این کتاب با تفکر عمیق آشنا شدم و کمی هم یاد گرفتم جور دیگر و عمیق تری نگاه کنم. نگاه نقادانه و تحلیلی فلسفی.

بارها برایم پیش آمد که تحلیل ها و نگاه ها به قدری برایم جذاب بود که بلند بلند برایم همسرم می خواندم و با زندگی خودمان تطبیق می دادیم و فکر می کردیم. این که ما تقدیر هم بودیم یا حاصل یک انتخاب کاملا منطقی؟ احتمال در کنار هم بودن مان را بررسی می کردیم؟!

بریده هایی از کتاب جستارهایی در باب عشق را در ادامه بخوانید و لذت ببرید. اگر کمی اهل کتاب باشید حتما از این کتاب لذت خواهید برد و جمله به جمله اش را مزه مزه خواهید کرد.

تقدیر گرایی -  ما در زندگی عاشقانه مان بیش از هرچیز به دست تقدیر نیازمندیم.اگر آرزو کنیم یا باور داشته باشیم(برخلاف تمام قوانین عصر روشنگری مان)که روزی دست تقدیر ما را برابر مرد یا زنی قرار می دهد که خوابش را می دیده ایم،آیا مرتکب گناه شده ایم؟آیا مستحق نیستیم،با گونه ای باور خرافی،آرزو کنیم سرانجام به موجودی بربخوریم که مرهم تمام رنج های ملال آور ما باشد؟


مارکسیسم - وقتی به کسی از موضع عشق یک طرفه نگاه می کنیم و به لذتی می اندیشیم که از بودن با او در بهشت برین به ما دست می دهد، ناخودآگاه نکته ای اساسی را فراموش می کنیم: این که اگر او هم ما را دوست بدارد، علاقه ما به چه سرعتی رنگ خواهد باخت. ما عاشق می شویم چون نیازمندیم با توسل به فردی آرمانی از دست خود فاسدمان برهیم. خب اگر این فرد روزی برگشت و متقابلا عاشق ما شد چه؟

  • (یک شوخی قدیمی از مارکست هست که گفته، باشگاهی که فردی مثل او را به عضویت بپذیرد لیاقت عضویت او را ندارد.
  • در هر رابطه ای لحظه ای مارکسیستی وجود دارد، لحظه ای که آشکار می شود عشق دو جانبه است. و راه حل آن بستگی به ایجاد تعادل میان عشق به خود و نفرت از خود دارد.

احتمالا آسان ترین افراد برای عاشق شدن کسانی هسند که درباره شان چیزی نمیدانیم . روابط عاشقانه ،هرگز به آن نابی خیالبافی های سفر های طولانی قطار نیستند ، که پنهانی فرد زیبایی را که روبرویمان نشسته و از پنجره بیرون را می نگرد ارزیابی کنیم و وقتی معشوق (خیالی) سرش را رو به داخل برگرداند و سر صحبت را با کنار دستی اش درمورد موضوع پیش پا افتاده ای مثل قیمت گران ساندویچ های قطار باز کرد ، یا بینی اش را با صدای بلند در دستمالی فین کرد قصه پایان بگیرد .


سرمایه داری مدرن – اس ام گریفیلد طی مقاله ای نوشته بود امروز سرمایه داری مدرن است که عشق را زنده نگه داشته است تا افراد را (وقتی که هیچ چیز دیگری به آنها هدف نمی دهد) هدفمند کند تا موقعیت شوهر، پدر وهمسر و مادر را اشغال کند و وادارشان کند هسته خانواده ای را تشکیل بدهند که نه تنها برای تولید مثل و روابط اجتماعی ضروری است، بلکه در کل برای حفظ نظم موجود توزیع و مصرف اجناس و خدمات نیز حیاتی است و بدینوسیله کل آن را به عنوان چرخه ای متحرک حفظ کند.


  • هر کسی ما را به حس دیگری از خودمان تبدیل میکند، چون ما کمی تبدیل به چیزی می شویم که انها فکر می کنند هستیم، "خود" ما می تواند به آمیبی تشبیه شود که دیواره های بیرونی اش نرم و منعطف است، و در نتیجه با محیط اش تطبیق می یابد.
  • اگر فیلسوف ها به گونه ای سنتی همواره زندگی مبتنی بر منطق را توصیه، و زندگی بر مبنای هوی و هوس را نفی کرده اند، علتش این است که منطق بستر تداوم است. برخلاف رمانتیک ها، فیلسوف ها اجازه نمی دهند تمایل شان دیوانه وار ...

جستارهایی در باب عشق نوشته آلن دو باتن | حدود 200 صفحه

  • ۹۷/۰۴/۰۴
  • آقای میم

معرفی کتاب

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی