گاه نوشته های از سر شکم سیری

جوان خام

صحنه را دریاب

سه شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۰۵ ب.ظ


دارم تلاش می کنم به زندگیم معنا ببخشم (در کنار تمام بازیگوشیها و شیطنت ها) اگر قرار برای آینده ام برای زندگیم برای آخرتم برنامه بریزم به نظرم وقتش همین الانه! خب یه زندگی آرمانی و ایده آل رو چه طور ترسیم می کنید ؟ آیا واقعا آرمان هاتون واقعا آرمان های شماست؟ یا دیکته شده؟ اگه آرمان و هدف من باشه قاعدتا باید جانانه پاش وایستم که تا الان این طور نبوده! آیا اندازه عملمون به اندازه آرمان هامون بوده ؟

زندگی رو چطور باید پایه ریزی کرد که بعد از 80 سال که به گذشته نگاه کردی، نگی : پوفففف اینم که شد مثل زندگیه همه ! اینم که تکراری بود، بودم و نبودم فرقی نمی کنه. چطور باید از ورطه تکرار فرار کرد. چطور باید از پوچی و روزمرگی فرار کرد ؟ چطور باید از بند و مال و دنیا و شهوت و مقام و همسر و فرزند رها شد ، و در عین حال در کنارشون بود ! اصلا یه چیز دیگه، آیا متفاوت بودن الزاما خوبه ؟!! هدف نهایی ما چیست ؟ اصلا باید هدف داشت ؟ اصلا هدف باید نهایت داشته باشه ؟ فکر کنین رفتین 80 سال بعد و از اونجا دارین به گذشته خودتون به الآنتون نگاه می کنین ؟ چی می بینین ؟ راضی هستین ؟ چه چیزایی باید تغییر کنه ؟

جدای از اهداف شخصی چقدر هدفی رو که خداوند برامون ترسیم کرده جدی می گیریم؟ چقدر شناخت پیدا کردیم بهش؟ ایا تونستیم بهش عمق بدیم ؟

اگر مسلمون دو آتیشه باشی میگی الا لیعبدون! ولی کو؟ من این یعبدون رو از کی باید یاد بگیرم. من انسان هزاره سوم کجا فرصت فکر کردن پیدا می کنم ؟ کجا می تونم این همه مشغله های کاذب رو کنار بگذارم و به بندگی فکر کنم ؟ کجا این هدف ما بوده واقعا ؟ میلیادرها بار انسان تکرار شده، ولی چرا هیچ اتفاقی نیفتاده؟

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست.



نویسنده : مسعود - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳٩٢   |    نظرات [44]   |    لینک ثابت
  • ۹۷/۰۳/۲۲
  • آقای میم

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی